۱
   

چراغ ها را من خاموش می‌کنم

چراغ­ها را من خاموش می­کنم، رمانی پرفروش و نسبتا پر افتخار است که موفق شده جایزة بهترین رمان سال 1380 پکا (مهرگان ادب)، بهترین رمان سال 1380 بنیاد هوشنگ گلشیری، لوح تقدیر از نخستین دوره جایزه ادبی یلدا (1380)، و بهترین رمان سال در بیستمین دورة کتاب سال (1383) را نصیب خود کند.

داستان در آبادان اوایل دهه چهل می­گذرد. راوی نیز زن خانه­دار ارمنی به نام کلاریس است که لابلای شرح زندگی روزمره­اش، احساسات متفاوت زنانه­اش را واکاوی می­کند.

در زندگی آرام و  یکنواخت کلاریس اتفاق قابل توجهی نمی­افتد، جز اینکه او به ناگاه، از زندگی معمولی­ش احساس دل­زدگی می­کند و در دوستی با مرد همسایه، به دنبال چیزی می­گردد که در زندگی­ش کم دارد. هرچند کلاریس خود نمی­داند چه چیزی کم دارد و در پی چه می­گردد نگاه منفعلانه کلاریس به زندگی و اجتماعش، ناتوانی­ش در ارتباط مؤثر با فرزند و شوهرش و دلبستن و دل­کندن ناگهانی و بدون دلیلش، ضعف­هایی است که حتی خودش از آنها خبر ندارد. در پایان نیز کلاریس به زندگی عادی خود بر­میگردد و داستان پایان می­یابد، همان طور که یک روز از زندگی روزمره کلاریس پایان می­یابد و در این میان بعید است که برای خواننده هم اتفاق قابل توجهی افتاده باشد.

 


برای مشاهده ی خلاصه ی تفصیلی کتاب وارد شوید.

 
 
 

درباره نویسنده :
کتابهای دیگر از نویسنده :