۰
   

رصد صبح

محمد کاظم کاظمی شاعر افغانستانی ساکن ایران که دلبستگی زیادی به امام و انقلاب دارد هم در سرودن شعر خصوصا مثنوی و هم در نقد شعر قدرتمند عمل می کند. کاظمی دفترهای شعر پیاده آمده بودم ،قصه سنگ و خشت و کفران را در عرصه سرایش شعر به چاپ رسانده است . مثنوی های او سرشار از دردمندی است و او را به عنوان شاعری با دغدغه های اسلامی و انقلابی و در عین حال اجتماعی معرفی کرده است. در عرصه تحلیل و نقد هم باید او را با صلاحیت دانست چه در تحلیل و توضیح اشعار پیچیده گذشتگان خصوصا بیدل دهلوی و گهگاه خاقانی و چه در نقد آثار نسل جوان شاعران انقلاب. آشنایی او با ادبیات کهن و دقائق آن از یکسو و توجه او به اشعار شاعران جوان کنونی باعث شده است که او بیش از هر کسی به خوبی ها و بدی های شعر جوان معاصر آگاه شود و به آسیب شناسی آن بپردازد . جالب آنکه او در این بررسی به قالبهای کهن اکتفا نکرده است بلکه به سراغ سرایندگان شعر منثور نیز رفته است. او به علت آگاهی از ظرایف ویراستاری گهگاه به علامت گذاری اشعار جوانان ایراد می گیرد و از این حیث هم به روان تر شدن شعر جوان انقلاب دامن می زند.


برای مشاهده ی خلاصه ی تفصیلی کتاب وارد شوید.




 
 
 

درباره نویسنده :
کتابهای دیگر از نویسنده :